تبلیغات
ببخشید چند لحظه ..!! ببخشید چند لحظه ..!!
چقدر مسیر خدا کوتاه است ..کافیست یک قدم به سمت خدا برداریم تا او به سوی ما بدود ...

گفت : فقیرم .

گفتند : نیستی .

گفت : فقیرم ! باور کنید.

گفتند : نه ! نیستی .

گفت : شما از حال و روز من خبر ندارید.

و حال و روزش را تعریف کرد . گفت که چقدر دست هایش خالی است و چه سختی هایی شب و روز میکشد . ولی امام هنوز فقط نگاهش میکردند .

گفت : به خدا قسم که چیزی ندارم .

گفتند : صد دینار اگر به تو بدهم حاضری بروی و همه جا بگویی که از ما متنفری ؟ از ما فرزندان محمد صلوات الله علیه

گفت : نه ! به خداقسم نه .

- هزار دینار ؟

- نه ! به خدا قسم نه.

- دهها هزار ؟

- نه ! باز دوسستتان خواهم داشت .

- گفتند : چطوری میگویی فقیری وقتی چیزی داری که به این قیمت گزاف هم نمیفروشی ؟

چطور میگویی فقیری وقتی کالای عشق به ما در دارایی تو هست ؟

روایت مردی که به خدمت امام صادق علیه السبام رسید .



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 تیر 1390 توسط فرزند آدم | نظرات ()