تبلیغات
ببخشید چند لحظه ..!! ببخشید چند لحظه ..!!
چقدر مسیر خدا کوتاه است ..کافیست یک قدم به سمت خدا برداریم تا او به سوی ما بدود ...

به روایت از مرحوم ابوترابی :

در زندان وزارت دفاع عراق در سلول انفرادی زندانی بودم . یک روز صبح صدای بلند تلاوت قرآن از سلول مجاور ، مرا به خود آورد . از آن روز به بعد دیگر وقت و بی وقت همان نوای تلاوت قرآن را با صدای بلند میشنیدم .

یک روز که مرا برای بازجویی میبردند پرسیدم : این صدای قرآن از آن کیست که هر صبح و شام میشنوم ؟ گفتند : صدای تندگویان وزیر نفت است . وقتی شکنجه به اوج خود میرسد به آیات قرآن پناه میبرد و به ائمه اطهار علیهم السلام توسل میجوید و از آنها نیرو و روحیه میگیرد .

پ.ن : بعضی وقتای خدا اصلا حواسم به گناهایی که میکنم نیس بعد یاد شهدا میفتم که به خاطر آزادی من چه قد سختی کشیدن و از جوونی خودشون گذشتن از همشون خجالت میکشم .

... : انقد هوس جنوب کردم که فقط منتظرم فصلش بشه دوباره برم البته اگه بطلبن

... : به شما هم پیشنهاد میدم اگه نرفتین حتما برین ..حس و حالی که میده قابل توصیف نیس اونایی هم که رفتن نیازی به پیشنهاد من ندارن خودشون صد در صد دوباره میرن

... : بعضی وقتا گذرتون افتاد یه سر به مزار شهدا بزنین ..بد نمیبینین



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 مرداد 1390 توسط فرزند آدم | نظرات ()